سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

10

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى)

عرض آنست كه واسطه در عروض داشته باشد همچون عروض حركت بر جالس سفينه ولى ارباب دانش و حضرات تعيين و تشخيص عرض ذاتى و غريب را اين‌طور منقّح و روشن بيان نكرده بلكه فرموده‌اند : از اقسام نه‌گانه قسم اوّل يعنى عرضى كه به واسطه مساوى با معروض برآن عارض شود و دو قسم از اقسام هفت‌گانه اخير يعنى عرضى كه به واسطه جزء مساوى يا امر خارج از معروض و مساوى با آن عارض شود قطعا عرض ذاتى است و سه قسم اخير يعنى « ز ، ح و ط » يقينا عرض غريب است و در باقى اختلاف و شكّ مىباشد و چون مرحوم مصنّف اين تقرير را نپسنديده و اشتباه مىداند لهذا قيد « اى فى العروض » را آوردند تا بدين‌وسيله بر خطاء و خبط ايشان تنبيه و اشاره فرموده باشند . مطلب دوّم تشخيص و تعيين موضوع علم مرحوم مصنّف مىفرماين : موضوع هر علمى عينا همان موضوع مسائل معنون در آن علم مىباشد يعنى همان موضوعاتى كه موضوع علم را بحمل شايع بر آن‌ها مىتوان حمل كرد فلذا همان‌طورىكه در حمل شايع محمول در خارج با موضوع متّحد بوده و مفهوما با آن تغاير دارد همچون زيد انسان كه صرفا انسان با زيد از نظر مفهوم متفاوت است زيرا انسان مفهومش كلّى است و زيد داراى مفهوم جزئى مىباشد تغاير موضوع علم با موضوع مسائل نيز از همين قبيل مىباشد . مثال مثلا در علم نحو الفاعل مرفوع يا الضمير لا يعود الى ما تأخّر يا الحال وصف مبيّن للهيئة مسائل علم نحو هستند و موضوع در آنها « الفاعل » و